تبليغاتX
این نه اون
شنبه 15 تیر1387
عینک آفتابیت را بردار

بی رد نگاهت

خورشید هم
             "از گمراهان" است

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 10 تیر1387
آری!

آسمان
خونش رنگین تر است
 آنجای که تویی

و دلش خون تر
اینجا که منم

هرجا که باشی آسمان همین رنگ است.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 6 تیر1387
یکباره بر دلم نشست٬

آیه  آیه خواندمش

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 3 تیر1387
"خدا و خانم ها٬ هیچ وقت سر از کارشان در نیاوردم."


۱- به خدا!

۲- روز مادر مبارک!!

مادر

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 2 تیر1387
بی شک
       دلم را با آسمان نسبتی است

چه آن روزی که روشن بود و صاف

چه اکنون که تنگ است و خونین

***

بعد از اینش باش٬‌ ماه!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 26 خرداد1387
به یکی میگن با چیپس جمله بساز میگه: چیپسرخوووبی!! ( chipsare khuuubi )

حکایت حکایته چیپسه. چیپس همان چیپس است. کسی هست که چیپس دوست نداشته باشه؟ احتمالا نه. کسی هست که حاضر باشه شام و ناهارشم چیپس باشه؟ نه!

"... یک چیپس!" هم موضوعه جدیده. چیزایی که تو موضوعات قبلی جا نمیشدن. خاطرات، عقاید٬ نقل قولها و ... هم میتونن جای خالی رو پر کنن.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 12 خرداد1387
وجود خالیم را دریاب

برای دست گرمیت...

برای دل گرمیم...

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 29 اردیبهشت1387
سلام.

پدر بزرگ خوب یکی از دوستان خوب بلاگی هفته پیش فوت کردن. از من خواسته که به اطلاع دوستان برسونم اگه کسی میتونه و تمایل داره٬ جزئی از قرآن برای شادی روح پدربزرگش بخونه. اگه لطف کنین خوشحالمون می کنین.

ممنون دوستان.
فعلا....

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 14 اردیبهشت1387
سیبی که آدم خورد کرم داشت

یا آدمی که سیب خورد؟


پ.ن: راستی اصلا سر و کله خود کرم از کجا پیدا شد؟

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 2 اردیبهشت1387
"ماز"ی دچار زنی شد٬ سرگیجه گرفت.

غزلسرا/ فضا که رفت/ سپید گفت.


ماز: Mazz ٬ هزارتو٬

دوستی با تلفن صحبت می کرد می گفت:

- ببین! این قضیه رو فقط من می دونم و تو... اگه کسی بفهمه باز من می دونم و تو...

و البته این من میدونم و تو همچنان ادامه داشت.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 24 فروردین1387
نفسش را حبس کرده بود که بی هوا نمیرد.

نفس کشیدن را که ترک کردم روحم تنهایم گذاشت.

جان دوست تر از عزرائیل ندیدم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 21 فروردین1387
دم به دم می گذرد

سال به سال حساب می کنیم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 18 فروردین1387
عمری در تکاپوی رسیدن

می رسیم٬ جدایمان می کنند

سرنوشت هم گلابی فرضمان کرده است.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 12 فروردین1387
آبی که از دل کوه می آمد زمزمه اش دریا بود.

لب به لب... پر از عشق بودیم.

آنقدر اسفند دود کرد که زندگیمان سیاه شد.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 9 فروردین1387
تو سنگدل

و من سرسخت

باور کن در سرم چیزی جز دلت نیست

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin